۸ آبان ۱۳۹۱ ه‍.ش.

نمي بيني...

  من هنوز نمي فهمم كه چرا آدم، بين تاييد همه  عالم و آدم باز چشمش به گوشه‌ ‌ي چشمي از آدمي است كه هيچ وقت خدا قرار نيست تاييدش كند...

۳ نظر:

panjaryman گفت...

منظور نظر حضرتعالی از این عبارت گرانقدر (با توجه به رنگ و بوی وبلاگ، جلسه رسمی است!) دقیقا چه بوده است؟
"هیچ وقت، خدا قرار نیست تاییدش کند"
یا
"هیچ وقت ِ خدا، قرار نیست تاییدش کند"

میدونی چرا هیچ درختی نیست که همیشه سال میوه داشته باشه؟ به نظرم یکی از دلیل های اصلیش اینه که برای اینکه ارج و قرب خودش رو حفظ کنه. یعنی اگه همیشه ی خدا میوه داشت که دیگه کسی نازش رو نمیکشید، که دیگه خریدارا برای میوه اش سر و دست نمیشکنن، میشد یه چیز دم دستی! این رفتار توی طبیعتش هست.

اوه، ببخشید که حرفتون رو قطع کردم، یدفعه به ذهنم رسید... خب شما داشتین چی میگفتین؟؟

panjaryman گفت...

به رسم امتحانات؛ وقتی مسئله ای رو نمی تونستیم حل کنیم، ازش رد می شدیم و می رفتیم سوال بعدی، آخر سر اگه فرصت بود برمی گشتیم رووش فکر می کردیم... حالا شما هم از این بگذر، بریم بعدی دیگه... همشون اینقدر سخت و گزنده نیستن.

alireza گفت...

منم موندم خدایی!